محمد تقي جعفري
52
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
از شكست جبران ناپذير شخصيت ايده آل او در گذرگاه حيات است ، نه از عوامل مخلّ موجوديت شخصى او كه ميدان فعاليت « خود طبيعى » است . شخصيت فرزند ابي طالب كه در دوران حياتش ، زندگى ايده آل همهء انسانها را كه رهبرى آنان را به عهده دارد عنصر اساسى خود تلقى كرده است ، پيروزى خود را در رسيدن مردم به زندگى مزبور و شكست خود را در محروميت انسانها از آن زندگى مىداند . حيله گرىهاى معاويه و معاويه صفتان ، فريب خوردگان مانند « طلحه » و « زبير » ها و سكوت گروهى ديگر كه مقدمه هايى براى پنهان شدن حق و آشكار شدن باطل مىباشد ، موجب گمراهىها و تسلط ستمكاران بر جامعهها مىباشد . اينست عامل ترس امير المؤمنين كه به هيچ وجه جنبهء شخصى ندارد ، زيرا چنان كه توضيح داديم : او حيات را به گونه اى تفسير كرده بود كه آرامش و ترس ، لذت و الم ، پيروزى و شكست رويدادهايى مانند كفهاى ناپايدار حيات براى او تلقى مىگشت . على بن ابي طالب رهبرى است كه از ريخته شدن قطرهء خونى بناحق مىترسد ، لرزه و اضطراب همهء وجود او را فرا مىگيرد ، ولى از كشته شدن در راه حق و حمايت از انسان كمترين هراسى به خود راه نمىدهد ، زيرا زندگى براى او چنان كه گفتيم تنفس ضرورى و لذت بردن از خوشىها و فرار از ناگوارىهاى حيات طبيعى تلقى نشده است . بلكه حيات يك انسان ابدى كه خود جزئى از آن است ، ملاك شئون و پديدهها و فعاليتهاى او است . 13 - اليوم تواقفنا على سبيل الحقّ و الباطل ( امروز راه حق و باطل بر ما آشكار و از يكديگر تفكيك شدند ) . شناخت حق و باطل و تفكيك راه آن دو از يكديگر تعريف حق و باطل كه دو مفهوم متضاد يا متناقضند ، خالى از اختلاف نظر نمىباشد . گروهى گفتهاند : حق عبارت است از هر واقعيتى كه مطابق قانون بوده باشد ، بنا بر اين ، باطل